تبليغاتX
پرقدرت ترین شمارنده آمار
PersianTrace.com
عاشقانه - نمیدونم

 

نمي دونم که چرا با هم حرف مي زنيم


به هم قول مي ديم، عهد مي بنديم،عاشق مي شيم
بعد به خودمون مي گيم:واي دنيا الان ديگه بهترين روزهاش رو داره بهم نشون مي ده
بعد کم کم به هم دلبسته مي شيم
ديگه تنهايي ممکن نيست
اين حرفي که هر روز توي آينه به خودمون مي زنيم
واي چقدر خوشبختم
نمي فهميم که روزهاو شبامون چطوري داره مي گذره
کلي آدم توي دنيا پيدا مي شه و بهمون حسادت مي کنه
ما هم کلي پز مي ديم
آخ که چقدر احساس غرور مي کنيم
ديگه زياد به آدمهاي اطرافمون توجهي نمي کنيم
بعد واسه همديگه هر کاري مي کنيم
براي اينکه نشون بديم عاشقيم به هر دري مي زنيم
اوضاع بر وفق مراد
نمي فهمم، يعني هر چي فکر مي کنم که چرا آدمها مي تونن اين همه عوض بشن نمي فهمم
من عوض مي شم
تو عوض مي شي
خواسته هامون تغيير مي کنه
ديگه احساس مي کنيم به درد هم نمي خوريم
اولش سر هر چيزي جر و بحث مي کنيم
بعدي اوضاع رو به هم مي زنيم و چند روز قهر مي کنيم
يواش يواش قهرامون طولاني مي شه و هيچ ** ناز هيچ کسي رو نمي کشه
واي چقدر دلتنگي درد داره
دلمون براي هم تنگ مي شه اما به روي خودمون نمي آريم
فکر مي کنيم اگه حرف بزنيم نصف دنيا کم مي شه
واسه هم تب مي کنيم اما به هم دروغ مي گيم که سرما خورديم
بي قراري مي کنيم ، بهونه مي گيريم
اما فکر مي کنيم اولشه ، بعد به خودمون مي گيم :نگران نباش همه چيز درست مي شه
بعد ديگه از دست خودمون هم خسته مي شيم و به خودمون مي گيم:بس کن لعنتي، چي از جونم ميخواي
تصميم مي گيريم از هم جدا بشيم
مهم نيست چقدر خاطره داشتيم
مهم نيست که يه روزي عاشق هم بوديم
مهم نيست واسه هم نفس بوديم
ديگه هيچ چيزي از با هم بودنمون مهم نيست
آره مهم نيست کي تصميم مي گيره که جدا بشه
تو بايد بسوزي و بسازي
چون خودت خواستي
چون جرمت عاشقي و صادقي
چون گناهت متعهد بودن به عهدته
بعد مجرم مي شي
سزاي جرمت هم اينه که فراموش کني
همه مي گن ول کن بابا
اون نبود خوب يکي ديگه
اما هيچ کسي توي دله کسي ديگه اي نيست
اينا همه جزوه هايي که به ديگري مي ديم
و گر نه در مورد خودمون که باشه تجديد مي ياريم
بعد براي اينکه به هم نشون بديم که ديگه مهم نيست وما به شرايطمون عادت کرديم
اگه بر حسب اتفاق همديگه راو ديديم يا حرف زديم
سرد سرد مي شيم
انگار که هيچ وقت همديگه رو نمي شناختيم
اما مگه ممکنه ....بعد شروع مي کنيم به گم و گور کردن خاطراتمون
اما......همه چيز از ياد آدم مي ره مگه يادش که هميشه يادشه
دلت مي گيره و مدام بغض مي کني و اشک مي ريزي
بي تاب مي شي، کم مي ياري
موقع با هم بودن يادت نمي يومد که کي روز مي شه، کي شب مي شه
اما وقتي جدا مي شي، حساب دقيقه هاي جداييتون رو هم داري
هر روز مي شماري 1، 2، 3، .....بعد باورت نمي شه که چند ماه شده، انگار همين ديروز بود
بعد واسه بقيه مي شي مادربزرگ وپدر بزرگ
همه رو نصيحت مي کني که صادق نباشن
رو راست نباشن، همه چيزشون رو به پاي ** ديگه اي نزارن
از تنهايي و کوله بار غصه اي که هيچ ** درک نمي کنه
ناخودآگاه مي ري سراغ يکي ديگه




برچسب ها : عشق از دست رفنه


نوشته شده در 1388/11/13 توسط پسركي در پي يك فرشته | نظر دهيد


X

درباره وبلاگ

پسركي ديوانه گاه از غم مينويسد گاه شادي اما هرچه هست و نيست فقط براي عشقش مينويسد اين است دنياي پر از عشق من كه ميشود عشق محله


مديريت وبلاگ
صفحه نخست

پست الکترونیک


پيوندهاي روزانه


آرشیو پیوندهای روزانه


نظرسنجي




آرشیو موضوعی




آرشیو وبلاگ

دي 1388
بهمن 1388
دي 1389




نويسندگان وبلاگ

پسركي در پي يك فرشته



لينک دوستان

mahe taban
عاشقانه
jabe.ir behtarin website ax
sms
عاشقانه

قالبساز:اسير


عضويت در خبرنامه  

   نام :

ايميل :




آماروبلاگ 

بازدید امروز : 14
بازدید دیروز : 14‍
بازدید کل : 5065
تعداد پست ها : 9
تعداد لینک لینکدوني : 5
تعداد نظر سنجی های وبلاگ : 0



خوراک وبلاگ 






ساير امکانات

Design By : ASIR

Powered By MAHBLOG.COM